بنا به اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، ههنار که ۲۰ سال داشت، بامداد دوشنبه ۱۸ بهمن در منزل خانوادگی خود در شهر مریوان، استان کردستان، اقدام به خودکشی کرد و جان باخت.
جبار دستباز، روزنامهنگار در سنندج، درباره دلیل خودکشی ههنار به شبکه حقوق بشر کردستان گفت: «ههنار مدتها بود به دلیل فشارهای اجتماعی دچار سرخوردگی و افسردگی شده بود و ادامه زندگی در جامعهای که هویتش در آن به رسمیت شناخته نمیشد را برای خود به عنوان یک زن ترنس غیرممکن میدید. او حتی چند روز پیش از اقدام به خودکشی با دوستان نزدیکش در مورد این حس سرخوردگی و درماندگی صحبت کرده بود.»
این روزنامهنگار کُرد در ادامه میافزاید: «ههنار مانند بسیاری از افراد ترنس دیگر که در شهرهای کوچک زیر سایه مناسبات سنتی زندگی میکنند، مجبور به پنهان کردن هویت خود حتی از خانوادهاش بود. اما با این وجود، به دلیل بیان جنسیتی که داشت بارها در سطح شهر مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود. او حتی در دوره دبیرستان به علت فشارهای اجتماعی از ادامه تحصیل بازماند.»
به گفته دوستان ههنار، او به دلیل پیشزمینه مذهبی خانواده حتی سال گذشته یک بار نزد یکی از امامان جماعت مساجد مریوان رفته و درباره انجام عمل بازتأیید جنسیت از او پرسیده بود و این شخص با اطلاعات نادرست شرعی و حقوقی، ههنار را از انجام چنین کاری منع کرده بود.
طی دو روز گذشته، دوستان ههنار از جامعه ترنس و کوییر مریوان در شبکه اجتماعی اینستاگرام با انتشار عکسها و پستهایی درباره او از مرگ دوستشان ابراز ناراحتی و تأسف کردهاند. همچنین فیلمهایی از حضور و سوگواری دوستانش بر سر مزار وی منتشر شده است.
جبار دستباز درباره مراسم خاکسپاری ههنار میگوید: «مراسم خاکسپاری به صورت خانوادگی برگزار شد و در آن هیچ اشارهای به هویت جنسیتی ههنار و دلیل خودکشی او نشد. اما همان روز دوستان او که بیشترشان از افراد ترنس و کوییر بودند، با حضور بر مزار ههنار یاد او را گرامی داشتند.»
همزمان با انتشار خبر خودکشی ههنار، فردی که خود را عضو خانواده او معرفی کرده بود، در حساب شخصی خود در اینستاگرام، بدون اشاره به هویت جنسیتی ههنار، دلیل مرگ وی را نه خودکشی بلکه ایست قلبی عنوان کرد. این فرد از نام «ریبوار» که در اوراق هویتی ثبت شده است برای نام بردن از ههنار استفاده میکند؛ در حالی که «ههنار» و «رهیار» نامهای انتخابی خود او و مورد استفاده در میان دوستانش بودند. اما تحقیقات شبکه حقوق بشر کردستان از منابع مختلف تأییدکننده مرگ ههنار از طریق خودکشی است.
انتشار خبر خودکشی ههنار در شبکههای اجتماعی بار دیگر توجه محدودی را به مشکلات جامعه ترنس در کردستان و ایران جلب کرد؛ مشکلاتی که با وجود وسعت و عمق آنها، نه تنها تاکنون مجال طرح گسترده نیافته، بلکه حتی در پی اتفاقات دلخراشی چون خودکشی ههنار نیز به موضوع بحث جدی در میان فعالان و رسانههای کُرد تبدیل نمیشود.
فاطمه کریمی، کنشگر و پژوهشگر حوزه زنان و مدیر شبکه حقوق بشر کردستان، درباره دلیل نپرداختن جامعه مدنی و رسانههای کُردی به مسائل جامعه کوییر و بهخصوص افراد ترنس میگوید: «برخلاف خشونت علیه زنان که به عنوان پدیدهای اجتماعی توسط بسیاری از افراد جامعه پذیرفته شده است، این رویکرد در مورد جامعه کوییر و خصوصاً افراد ترنس حتی در میان فعالان مدنی، سیاسی و رسانهای کُرد دیده نمیشود و متأسفانه ما شاهد کمترین حساسیت در این باره هستیم. قتل یا خودکشی این افراد و خشونتهای روزمرهای که به اعضای این جامعه اعمال میشود نه تنها واکنش درخوری به دنبال ندارد، بلکه حتی افرادی که خود را روشنفکر میدانند با پذیرش گرایشهای جنسی و هویتهای جنسیتی متنوع و سبک زندگی افراد خارج از کلیشههای دگرجنسگرامحور مبتنی بر دوگانه زن و مرد مشکل دارند. نبود واکنش و اعتراض به خشونت علیه افراد کوییر نشان آشکاری از نبود حساسیت و آگاهی کافی و همچنین کوییرستیزی در میان بخش بزرگی از فعالان سیاسی و مدنی است.»
این کنشگر و پژوهشگر کُرد در ادامه میافزاید: «اگرچه گوناگونی گرایشهای جنسی و هویتهای جنسیتی در جامعه بشری همیشه وجود داشته است، اما سرکوب سیستماتیک و همهجانبهای که از سوی نهادهای دین، حکومت، خانواده و... بر افراد این جامعه تحمیل شده، مانع از مشاهدهپذیری جامعه کوییر و سبک زندگی آنها شده و بسیاری از افراد متعلق به این گروه در نتیجه این فشارها مجبور میشوند هویت خود را پنهان کنند. نبود آموزش و شناخت لازم و کافی از موضوع سکسوالیته، تابو بودن صحبت در این حوزه و وجود بسیاری از کلیشههای نادرست درباره افراد کوییر عامل اصلی اعمال فشار و خشونت بر آنهاست. برای مثال، اگر در بحث خشونت علیه زنان، طلاق یا چندهمسری تفاسیر متفاوتی از دین درباره این مسائل وجود دارد و بخشی از افراد مذهبی رویکردهای میانهروتری در این باره دارند، در رد و نفی همجنسگرایی، دوجنسگرایی و... غالباً هیچ شک و شبههای از سوی افراد و گروههای مختلف مذهبی دیده نمیشود. چنین تفسیری در قوانین کوییرستیز جمهوری اسلامی ایران خود را به صراحت نشان میدهد.»
به گفته فاطمه کریمی، مخالفتها با حق زندگی آزاد و برابر افراد کوییر و خصوصاً افراد ترنس به نهادهای محافظهکار محدود نمیشود و حتی افراد تحصیلکرده و بخشی از فعالان مدنی، سیاسی و رسانهای نیز گرایش جنسی، هویت و بیان جنسیتی این افراد را «غیرطبیعی» یا «بیمار» میدانند: «چون از نظر آنها، چنین هویتهایی مادامی که با دوگانه زن ـ مرد، دوگانهای که به عنوان تنها نرم مسلط جامعه شناخته شده است، در تضاد باشد قابل پذیرش یا در بهترین حالت قابل هضم نیست. این گروه از فعالان شاید آشکارا مخالفت خود را با جامعه کوییر ابراز نکنند، اما با سکوتشان در برابر خشونت روزمره، خودکشی و قتل اعضای این جامعه، چرخه خشونت اعمالشده بر آنها را تکمیل میکنند. در چنین شرایطی، آن دسته از افراد کوییری که با وجود محدودیتها و موانع بسیار، با پذیرش هویت خود اقدام به آشکارسازی میکنند یا به واسطه سبک زندگی و بیان جنسیتی خود در معرض آشکارسازی قرار میگیرند، هزینه سنگینی را متحمل میشوند.»
هویتیابی و آشکارسازی برای افراد کوییر یک مرحله مهم از زندگی شخصی و اجتماعی آنها محسوب میشود؛ مرحلهای که رسیدن به آن در کشوری مثل ایران و در بسیاری از جوامع، از جمله جامعه کُرد، به دلیل جرمانگاری، بیماریانگاری، نبود قوانین حمایتی برای افراد کوییر و همچنین تفکرات و سازوکارهای سنتی و فرهنگ کوییرستیز در جامعه و خانواده، روندی دشوار و پرخطر است. در رابطه با افرادی که علاوه بر کوییر بودن، تجربه زیست به عنوان عضوی از یک گروه ملی یا مذهبی به حاشیه رانده شده و در اقلیت قرار گرفته را دارند، فرایند هویتیابی و آشکارسازی میتواند پیچیدگیها و مخاطرات بیشتری داشته باشد. همچنین معلولیت، جایگاه طبقاتی و اقتصادی یا زندگی در شهرها و روستاهای کوچکتر میتواند امکان دسترسی به منابع آموزشی و ایجاد فضاهای امن نسبی برای افراد کوییر و روند هویتیابی و آشکارسازی آنها را دشوارتر کند. «اینترسکشنالیتی» به معنی درهمتنیدگی موقعیتهای اجتماعی که از طریق گفتمان فمینیستی و کوییر به عرصه حقوق بشر هم راه پیدا کرده است، تأکیدی بر همین تقاطع ستم و تبعیض مضاعف است که باید در تحلیل و بررسی موقعیتهای مختلف افراد و جوامع به حاشیه رانده شده در نظر گرفته شود.
تبعیضها و خشونتهایی که جامعه کوییر از طریق حکومت، جامعه و خانواده متحمل میشود، از دلایل اصلی طردشدگی و به انزوا کشیده شدن این افراد است. طرد و انزوایی که میتواند زمینه سرخوردگی و افسردگی را در این افراد فراهم کند و در مواردی منجر به تصمیم فرد برای خودکشی شود. علاوه بر این، اعمال خشونت و قتل افراد کوییر به دست اعضای خانواده موضوعی است که هرچند در رسانهها کمتر به آن پرداخته میشود و به دلیل مخفی نگه داشتن آن از طرف خانواده آمار دقیق و حتی تقریبی از آن وجود ندارد، اما به عنوان خطری جدی که حیات افراد کوییر را تهدید میکند از سوی فعالان این حوزه مرتباً مطرح و سکوت فعالان و رسانهها در این رابطه نقد میشود.
پیشکو زندی، فعال کوییر کُرد و مدیر صفحه اینستاگرامی «پهلکهزهرینه»، با اشاره به تأثیرات خودکشی ههنار بر جامعه ترنس و کوییر کردستان و انتقاد از سکوت یا نحوه بازنمایی موضوع گرایش جنسی و هویت جنسیتی در رسانههای کُردی، به شبکه حقوق بشر کردستان میگوید: «بدون شک، خبر خودکشی یا هر خبر دیگری که به نوعی بیانگر تبعیض و خشونت علیه افراد کوییر، آن هم در جامعه بستهای مثل کردستان است، میتواند تأثیر مستقیم منفی بر روحیه و زندگی افراد دیگر از جامعه اقلیتهای جنسی و جنسیتی بگذارد. در شرایطی که خانواده، جامعه و حکومت همگی در راستای مخالفت با حق زندگی برابر افراد کوییر هستند و راه تحصیل، اشتغال، عشقورزی، رابطه جنسی و استفاده از خدمات عمومی را برای افراد این جامعه سخت و در مواردی ناممکن ساختهاند، میتوان گفت همگی آنها همدست قاتلان افراد کوییر و عامل اصلی خودکشیشان هستند.»
این فعال کوییر کُرد اعتقاد دارد آگاهیرسانی به خانوادهها میتواند تا حد زیادی مشکلات افراد ترنس و کوییر را کاهش دهد، چراکه اگر اطرافیان حامی آنها باشند و فضای امن نسبی برایشان فراهم کنند، بدون شک آمار خودکشی و قتل نیز کمتر میشود و امید به زندگی آنها و تلاش برای به دست آوردن حقوق برابر نیز بیشتر خواهد شد: «در فضای کنونی کردستان بیشتر از هر چیزی نیاز به اطلاعرسانی و آگاهیرسانی داریم. رسانههای حکومتی که تکلیفشان مشخص است، اما متأسفانه رسانههای کُردی هم در این باره یا راه سکوت را در پیش گرفتهاند یا اگر محتوایی در رابطه با افراد کوییر تولید میکنند، بیشتر در جهت تخریب و غیرنرمال تعریف کردن گرایش جنسی و هویت جنسیتی این افراد است و این خود به جای فرهنگسازی منجر به ایجاد ذهنیتی منفی در جامعه نسبت به جامعه کوییر خواهد شد.»
در قانون مجازات اسلامی ایران، روابط جنسی همجنس جرمانگاری شده و برای مصادیق مختلف آن مجازات شلاق و در برخی موارد اعدام در نظر گرفته شده است. نظام رسمی پزشکی و حقوقی جمهوری اسلامی ایران نیز هویت ترنس را برای سالها در قالب تشخیصهایی مانند «اختلال هویت جنسیتی» صورتبندی کرده است. هرچند امکان طی کردن مراحل ترنزیشن و انجام جراحی بازتأیید جنسیت در ایران وجود دارد، روند اخذ مجوز و انجام آن، بهخصوص برای افرادی که از حمایت خانواده و استطاعت مالی برخوردار نیستند، بسیار پیچیده و پرهزینه است.
دسترسی به امکانات هورمونتراپی، عملهای جراحی و تغییر مدارک هویتی در ایران، بهخصوص در شهرهای کوچک، فرایندی پر از موانع ساختاری است که معمولاً بدون مشاوره یا حمایت کافی طی میشود. در بسیاری از موارد، افراد ترنس برای به رسمیت شناخته شدن جنسیت خود در مدارک رسمی با الزامها و فشارهایی برای انجام مداخلات پزشکی و جراحی روبهرو بودهاند. گزارشهای بسیاری نیز از برخوردهای تحقیرآمیز با افراد ترنس هنگام مراجعه به نهادهای دولتی، قضایی و پزشکی وجود دارد. علاوه بر این، ترنسستیزی موجود در قوانین و جامعه، ادامه تحصیل، یافتن شغل یا اجاره خانه را برای افراد ترنس بسیار سخت و در بسیاری از موارد غیرممکن میکند.
جبار دستباز درباره وضعیت و مشکلات جامعه ترنس در کردستان میگوید: «علاوه بر مشکلات قانونی/حکومتی و خانوادگی/اجتماعی که دلیل اصلی سرکوب، خشونت و طردشدگی افراد ترنس است، مشکلات اقتصادی نقش بسیار مهمی در وضعیت زندگی آنها دارد. زمانی که یک فرد ترنس نه تنها از طرف قانون مورد حمایت جدی قرار نمیگیرد، بلکه به دلیل هویت جنسیتی، گرایش جنسی، بیان جنسیتی و نوع پوشش خود به صورت روزمره در معرض خطر سرکوب حکومتی قرار دارد؛ زمانی که از سوی خانواده مورد پذیرش قرار نمیگیرد و حتی طرد میشود و در سطح جامعه و فضاهای عمومی هم مرتباً آزار و اذیت کلامی و فیزیکی را تجربه میکند، عملاً امکانی هم برای استفاده از موقعیتهای تحصیلی و فرصتهای شغلی برای او باقی نمیماند.»
به گفته این روزنامهنگار کُرد، مجموع این شرایط افراد ترنس در ایران و بهخصوص کردستان را که با مشکلات جدی اقتصادی و نرخ بالای بیکاری روبهرو است، در موقعیت فرودست اقتصادی قرار میدهد و این خود باعث آسیبپذیری بیشتر آنها میشود: «بسیاری از افراد ترنس بدون پشتوانه اقتصادی و در نتیجه فشارهای اجتماعی مجبور به مهاجرت از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگتر و تهران میشوند. اما واقعیت این است که حتی آنجا هم، هرچند تا حدی از زیر فشار خانواده و آشنایان خارج میشوند، در زمینه پیدا کردن کار و درآمد مناسب برای ادامه زندگی به مشکلات و موانع جدی برمیخورند.»
مرگ ههنار، زن ترنس کُرد در مریوان، تنها یکی از موارد خودکشی افراد ترنس و کوییر در کردستان است که خبر آن از طریق دوستانش منتشر شد. سالار اهل دیواندره، شروین و سامی اهل کرمانشاه، آزاد اهل پیرانشهر، دوسکی اهل دهوک و صدها نام دیگر در حافظه جمعی جامعه کوییر کُرد به عنوان قربانیان کوییرکشی و خودکشی ثبت شدهاند؛ نامها و داستانهای زیست و مرگ انسانهایی که هرچند عموماً از تریبونهای رسانهای و سیاسی شنیده نشدهاند، اما شاهدان این رنجها و وارثان این سوگها تا ثبت آنها در تاریخ کوییر کردستان مانع از به فراموشی سپردنشان خواهند شد.
پانویس
* فرد ترنس کسی است که هویت جنسیتی خود را متفاوت از جنسیتی که در بدو تولد به واسطه اندام جنسی منتسب به زن یا مرد به او نسبت داده شده است، میداند. یک فرد ترنس میتواند خود را زن، مرد یا نانباینری (خارج از دوگانه جنسیتی زن و مرد) معرفی کند. برای به رسمیت شناختن هویت جنسیتی افراد ترنس، بیان خود آنها کافی است و انجام عملهای جراحی بازتأیید جنسیت نباید معیار تشخیص جنسیت افراد قرار گیرد.
** اصطلاح کوییر به دلیل فراگیری امروزی آن، معادل +LGBTI و به عنوان اصطلاحی چتری برای افرادی به کار میرود که گرایش جنسی آنها دگرجنسگرایی نیست یا هویت جنسیتی آنها محدود به دوگانه تعریفشده زن و مرد نیست؛ از جمله افراد ترنس، اینتر، همجنسگرا، دوجنسگرا، همهجنسگرا، آمیزشناخواه، نانباینری و...
توضیحات
۱ـ اگر به خودکشی فکر میکنید، در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید و از امکان مشاوره و کمک تخصصی بهرهمند شوید.
۲ـ شبکه حقوق بشر کردستان به عنوان یک سازمان حقوق بشری که در راستای ترویج اصول و ارزشهای حقوق بشری فعالیت میکند، با تأکید بر حقوق افراد کوییر، وجود قوانین تبعیضآمیز و سرکوب حکومتی و اعمال خشونتهای خانوادگی و اجتماعی علیه آنها را مصداق بارز نقض حقوق بشر میداند. ما خود را متعهد به تلاش در جهت احقاق حقوق جامعه کوییر کردستان و ایران میدانیم و از طریق همکاران متخصص و آشنا با مسائل سکسوالیته و جامعه کوییر، آماده ارائه مشاوره آنلاین رایگان به افراد و خانوادهها در کردستان ایران هستیم.

نظرات